Saturday, June 10, 2017

فراهم سازی ارتباط بدون خلل با مشتریان


نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری نیاز واقعی کسب و کارهای کوچک

نرم افزارمدیریت ارتباط با مشتری به معنا و مفهوم مدیریت کنترل ارتباط با مشتریان می باشد که معمولا نرم افزاری است که تحت  وب پایه ریزی شده است و به عملکرد بهتر تجارت می پردازد. امروزه اغلب شرکت ها و سازمان ها ی کوچک برای رشد و موفقیت خود، از نرم افزارمدیریت ارتباط با مشتری برای اتوماسیون فروش خود استفاده می کنند. استفاده از نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری، کمپانی ها را قادر به تکمیل همه داده های تجارت برای فروش، مارکتینگ، پشتیبانی و غیره می سازد. در این مسیر شرکای تجاری قادر به فراهم سازی ارتباط بدون خلل با مشتریان می باشند زیرا هر فعالیت آن ها در نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتری گزارش داده و حساب می شود.


نرم افزارمدیریت ارتباط با مشتری می تواند برای نیازهای هر گونه تجارت منحصر به فرد کوچکی، برنامه ریزی شود تا به تحلیل مارکتینگ، فروش، پیدا کردن نقاط سبقت، تغییرات برای سبقت گرفتن از رقبا، ارتباط مرکزی مدیریت، مدیریت رسانه اجتماعی و دیگر مسائل کمک کند. مدیران از این داده ها برای تشخیص کلیدهای مشتریان(مشتری یابی) خود برای تخصیص سرمایه در جهت رسیدن به حداکثر سود، استفاده می کنند. اگر هر فرد فروشنده، مدارک مربوط به هر داده را در سندها تنظیم کند مدیران در یک چشم به هم زدن قادر به تشخیص موقعیت های با ارزش کاری خود و رسیدن به اهداف خود می باشند. گزارش ها می توانند به صورت اتوماتیک به اطلاعات مورد نیاز  تبدیل و مسیر یابی شوند.

نرم افزارمدیریت ارتباط با مشتری به مدیران اجازه می دهد تا به آسانی عملکرد بهترین کارمند خود را تشخیص داده و پاداش او، برای دستیابی به این عملکرد را اهدا کند تا مسیر  سبقت به صورت اتوماتیک پدیدار شده و اطلاعات فروش ها با مرکز مارکتینگ به اشتراک گذاشته شده و جدول افت و خیز تولید به دست آید. پیش بینی نیز یکی از اصلی ترین قسمت های تجارت است و دیگر مساله ای است که سیستم نرم افزارمدیریت ارتباط با مشتری در آن به خوبی می درخشد. جدول فروش به صورت اتوماتیک گرد آوری و درجه بندی می شود و سپس به صورت فرمت های قابل فهمی مانند گراف ها یا جداول نمایش داده می شود که می تواند به پیش بینی های ابتکاری کمک نماید.

تاثیر شگفت انگیز یادداشت ها هنگام تماس با مشتریان

زمانیکه اعضای تیم فروش شما با یک سرنخ تماسی برقرار می کنند، حالات رفتاری مشتریان متفاوت است. این حالات رفتاری مانند خوش اخلاق بودن، تند خو بودن، شاد و سرحال بودن، غمگین و ناراحت بودن و نهایتا خنثی بودن در افراد مختلف وجه تمایزی مهم در شیوه برخورد با مشتریان است.  زمانیکه تعداد مشتریان شما کم است، می توانید برای آن ها برنامه ریزی کنید و به خاطر بسپارید که هریک از آن ها چگونه شخصیتی دارند و برای برخورد با آن ها چگونه باید باشید.
اما زمانیکه عدد مشتریان شما زیاد می شود، دیگر نمی توانید به یاد بیاورید که هرکدام از آن ها چگونه ویژگی شخصیتی داشته اند. ممکن است تنها یک بار با آن ها صحبت کرده باشید یا ممکن است یکی از دیگر از اعضای تیم فروش با فردی ارتباط گرفته باشد ولی به هر دلیلی تماس های بعدی به شخص دیگری ارجاع شود.

  برای مثال یادم هست که یکی از  دوستانم که مدیر عامل یک شرکت بزرگ بود، می گفت : اگر می توانستم اطلاعات و داده هایی که از مشتریانم در طی این سال ها به دست آورده ام و درون حافظه ام ذخیره کرده ام، به اعضای تیم فروشم انتقال دهم، نتیجه دلخواهم را با سرعت خیلی بیشتری می گرفتم، زیرا کارمندان فروشم شناختی که من از مشتریانم طی این مدت به دست آورده ام را ندارند این مثال یک نهیب بلند است که به ما متذکر می شود، قلم های کند از ذهن های تند مفید تر و موثر تر هستند نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتریان از طریق ایجاد یادداشت برای هر مشتری این امکان را فراهم می کند تا شما بتوانید بعد از تماس با هر سرنخ، یادداشتی در مورد حالت و شیوه ی برخورد آن ها ثبت کنید.

در تماس های بعدی، همین یادداشت ها به شما و دیگر همکارانتان در جهت ایجاد رابطه ای بهتر با مشتریان کمک های بسیاری خواهد کرد. تاثیر این یادداشت ها را جدی بگیرید و مطمئن باشید این کار به شما و تیم فروشتان کمک می کند تا در هر تماس حس بهتری به مشتریان خود القا کنید و آن طور که مناسب تر و بهتر است با آن ها برخورد کنید. ثبت یادداشت ها و قرار دادن آن ها در پروفایل مشتریان برای شما یک فرصت است تا نه تنها در برخورد با آن ها هوشمند تر باشید بلکه تاریخچه تماس های قبلی همیشه جلوی چشمتان باشد تا از طریق آن ها بتوانید سریع تر و دقیق تر به تماس هایتان رسیدگی کنید.

یادداشت های نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتریان مکانیزم ارزشمندی در تبدیل سرنخ ها به فرصت و فرصت ها به مشتریانی پایدار به شمار می رود. این اتفاق به تنهایی سهم بسیار موثری در وفادار سازی مشتریان دارد. مسلما ثبت این یادداشت ها مقداری از وقت شما را خواهد گرفت. اما یادتان نرود، نتیجه ی حاصله گامی بزرگ به سوی فروش بیشتر و موفقیت های بیشتر مجموعه شماست.

Tuesday, March 21, 2017

تبلیغ ریشه

تبلیغ ریشه درزندگی اجتماعی انسانها دارد عملی است که در آن فروشنده یا تولیدکننده‌ای با انجام امری سعی می‌کند که خریدار بالقوه را از تولید این محصول آگاه کند. این عمل با روش‌های گوناگونی انجام می‌شود. اما هدف از تبلیغات چیست؟ سایت آسمونی در این مقاله با مقدمه ای کوتاه، مطالب مفیدی در مورد هدف تبلیغات را برای شما عزیزان تهیه و تنظیم کرده است که در ادامه می خوانید
به نظر می‌رسد شکل‌های مختلف تبلیغات، از زمان‌های دور با انسان همراه بوده‌اند. اگر بخواهیم آگهی‌های اشیاء گمشده را معیار قرار دهیم، می‌توانیم تا دوران اختراع پاپیروس به عقب برویم و مصداق‌های تبلیغات را پیدا کنیم. اگر تبلیغات روی دیوارها را نقطه‌ی آغاز جدی تبلیغات بگیریم، می‌بینیم بهاتیا در کتاب خود توضیح می‌دهد که از چهارهزار سال قبل از میلاد مسیح هم، روی سنگ‌های بزرگ و صخره‌های هندی، نمونه‌های پیام‌های تبلیغاتی مشاهده شده است! در کشور چین هم، حدود هزار سال قبل، نمونه‌های جدی لوگوهای تجاری برای مغازه‌ها مشاهده شده است.
با این حال برای این سوال که «تعریف تبلیغات چیست؟» پاسخ ساده و مشخصی وجود ندارد. ظاهراً تبلیغات هم چیزی شبیه خلاقیت و عشق و آرامش است. تقریباً همه می‌توانیم تا حد خوبی تشخیص بدهیم که چه چیزی تبلیغ است و چه چیزی نیست. اما تعریف دقیق آن ساده نیست.
شاید جمله‌ای که فلتچر تعریف تبلیغات را در کتاب خود با آن آغاز می‌کند، برای ما هم نقطه‌ی شروع خوبی باشد:
  • تعریف تبلیغات در نگاه وینستون فلتچرما عمداً در جمله‌ی فوق روی عبارت یکی از تاکید داشته ایم. در گذشته، تبلیغات، به عنوان تنها راه ارتباط با مشتری و ارسال پیام به او تلقی می‌شد. اما امروز دانش بازاریابی به ما آموخته است که هر محصول یا خدمت یا برند، به شکل‌های مختلف با مخاطب و مشتریان بالقوه و مشتریان بالفعل خود رابطه برقرار می‌کند.
  • بسته بندی هم یکی از شکل‌های ارتباط با مخاطب است و ما از طریق آن، پیام‌های زیادی به مخاطبان خود می‌دهیم. حتی میزان تخفیف دادن و تعداد و نحوه‌ی برگزاری حراج‌ها یا برنامه‌های دوره‌ای فروش شکلی از ارتباط با مخاطب هستند. کاتالوگهای شرکت ما، شکلی از ارتباط در بازاریابی هستند و پیامهای متعددی را به مخاطب و مشتریان ما ارسال می‌کنند. محل فروشگاه‌های ما، پوشش همکاران ما و ده‌ها مورد دیگر را می‌توان مثال زد که همگی، شیوه‌هایی از ارسال پیام برای مشتریان هستند.
  • جدای از همه‌ی این موارد، ظهور انواع رسانه‌های نوین از جمله شبکه‌های اجتماعی و همچنین شکل گیری نگاه استراتژیک به حوزه‌ی بازاریابی و برندسازی، باعث شده است که ارتباط با مشتریان به صورت ساده و یک سویه باقی نمانده و به فرایندی پیچیده و زنده و تعاملی از طریق کانال‌های ارتباطی متعدد تبدیل شود. به همین دلایل است که امروز ما اصطلاح IMC یا Integrated Marketing Communications (ارتباطات یکپارچه بازاریابی) را زیاد می‌خوانیم و می‌شنویم.

[purpose of advertising1 هدف از تبلیغات چیست] هدف تبلیغات چیست؟
در بسیاری موارد در بیلبوردها ، تیزرهای تبلیغاتی و حتی سایت ها با تبلیغاتی مواجه هستیم که سرگرم کننده و گاهی خنده دار به نظر می رسند … و حتی تحسین همگان را بر می انگیزند … اما سوال اینجاست : آیا این تحسین کنندگان خریدار کالا یا خدمات آن شرکت یا موسسه می شوند؟! آیا این آگهی که دقایقی شما را سرگرم کرده است ، اطلاعاتی از محصول (کالا یا خدمات) در اختیار شما قرار داده است که متقاعد خرید آن شوید؟!
به یک آگهی می رویم ” زورو (Zoro) وارد صحنه می شود؛با چند نفر می جنگد و در نهایت با اتومبیلی از صحنه فرار می کند و می گوید: ماشین خود را در قرعه کشی بانک برنده شدم” آگهی جذاب و سرگرم کننده ای است… اما آیا شما با دیدن این آگهی در این بانک حساب باز می کنید؟! یا در حال حاضر به خاطر دارید این آگهی مربوط به کدام موسسه بود؟
تبلیغی بر روی یک اتوبوس توجه مرا به خود جلب کرد”برای آقایانی که از سوزش و التحاب پس از اصلاح خسته شده اند” دقیقأ دست بر مشکل بسیاری از آقایان گذاشته و مزیت و هدف محصول را با بیانی ساده مطرح کرده است.
این تبلیغ ،تبلیغی است با هدف اصلی تبلیغات که به گفته بزرگان این امر ، هدف چیزی نیست جز فروش، و فروش دوباره به مشتریان پیشین با کسب رضایت آنان و صداقت در گفتار.
گرفتاری در حصار تبلیغات سرگرم کننده و شعارهای کلیشه ای تبلیغات بسیاری از شرکت ها و موسسات را درگیر کرده و در راهی متضاد هدف آنان یعنی کسب سود و اعتبار بیشتر ، قرار داده است.
شعار کلیشه ای “کفشی از جنس دیگر” شعاری زیباست؛ اما باز هم دلیلی برای خرید به شما ارائه نمی کند. نظر شما درباره این شعار چیست ؟ ” کفشی که هرگز بوی بد پا را با آن تجربه نخواهید کرد؟!” مزیتی به شما ارائه می دهد و بی پرده سخن از تفاوت این کفش با سایر کفش ها می گوید… و تبلیغ و تبلیغات همین است و همین را می خواهد.
البته نباید فراموش کرد که چنانچه بیان هدف اصلی تبلیغ (بیان ویژگی های محصول ، مزایا و … ) در غالب طنز و یا برنامه ای سرگرم کننده باشد که مخاطب را ملزم به تماشا نماید ، بسیار تاثیرگذار خواهد بود؛ در ادامه از مقاله ای برای بیان این دید و در واقع اثربخشی تبلیغ با اصولی ساده استفاده کرده ام :
اینکه شما درک کنید مشتریان شما چگونه هستند، بسیار مهم است.همچنین ، اینکه در آنسوی تبلیغ چه کسی تصمیم می گیردکه از شما خرید کند نیز مهم می باشد.بنابراین بسیار مهم و ضروریست که بدانید، روانشناسی مشتری شما به چه شکل می باشد.
کسی که آگهی تبلیغاتی شما را می خواند، چه پروسه ای به ذهنش خطور می کند؟ درک کردن کل این پروسه، شمارا به هدفهایتان می رساندوتجارت شما را موفق ترمی کند. خود را جای مشتری بگذارید ، برای خرید به چه اطلاعاتی نیاز دارید؟ چه دلایلی می خواهید؟ همان را در تبلیغات بگویید ، بی پرده و راحت .
تئوریهای بسیاری راارائه داده اند تا توسط آنها بتوان این پروسه را که وقتی شخص آگهی را می بیند و بعد برای خرید آن اقدام می کند را توضیح و توصیف کنند.
این پروسه ها سریع و فوری نیستند،اما به ترتیب و مرحله به مرحله هستند.
هر کسی که خرید و فروش (بخصوص فروش) را انجام می دهد باید با AIDA آشنا باشد.AIDA یک مدل ساده تبلیغات است که عبارتست از:
  • (جلب توجه) Attention
  • (جذابیت)Interest
  • (میل و اشتیاق)Desire
  • (عمل خرید)Action
این مدل پیشنهاد می کند که آگهی شما باید در وهله اول توجه مشتری را جلب کند،سپس با تحریک او، میل و اشتیاق او را برای خرید کالا برانگیزد و سپس عمل او را در جهت خرید کالا، تحریک کند.(تحریک برای خرید کالا)
این مدل شما را راهنمایی می کند که چگونه آگهی خودتان را تنظیم کنید و آگهی شما را بصورت “فرمول” در می آورد. بازاریابهای موفق از فرمول AIDA برای ایجاد پایگاههای تبلیغاتی موفق پیروی می کرده اند. AIDA خوب است اما ، نه به این خوبی که ما گفتیم. مدل دیگر که طرفداران بسیاری دارد و بسیار جامع تر و کامل تر ازAIDA می باشد ، مدل DAGMAR است. مراحل آن بسیار مشخص تر و جامع تر است، پس استفاده از آن راحت تر از AIDA نیز می باشد.
DAGMAR مخفف “Defining Advertising Goals for Measured Advertising Results”می باشد. (مشخص کردن اهداف تبلیغات جهت بدست آوردن نتایج تبلیغاتی ارزیابی شده)
باز هم تکرار می کنم ، مشخص کردن اهداف تبلیغات ، براستی هدف شما از تبلیغ چیست ؟ مسلما هرچه باشد سرگرم کردن و خنداندن مخاطبین نخواهد بود ، هدف اصلی تبلیغ را مشخص کنید و در هر مرحله تکرار و تکرار کنید ، بعد از به اجرا در آوردن تبلیغ نتایج را با هدف خود مقایسه کرده و سپس ادامه دهید . . .
این بدین معناست که همه هدف شما از تبلیغ این است که چهار مرحله ذیل (به ترتیب) به مشتری بالقوه شما منتقل شود:
  • (آگاهی) Awareness
  • (ادراک و فهم) Comprehension
  • (مجاب شدن) Conviction
  • (عمل خرید) Action
[purpose of advertising3 هدف از تبلیغات چیست] اجازه بدهید تصور کنیم که شما یک کالا برای فروش دارید، اما مشتری هدف شما، هیچ اطلاعی از آن ندارد . پس در مرحله اول،شما او را از این محصول خود آگاه می کنید. بطور مثال شما این آگهی را در یک سایت پررفت و آمد (سایتی که ترافیک کاربران در آن وجود دارد) درج می کنید ، و یا در مجله ای با تیتری درشت تبلیغ می کنید .
مرحله دوم درک و فهم مشتری از کالای شماست. محصول شما چیست؟ محصول شما چه مزایا و امکاناتی دارد؟مشتری شما چگونه می تواند به آن دسترسی پیدا کند؟و این سوالات زمانی به او پاسخ داده می شوند که مشتری بالقوه شما،بر روی آگهی شما “کلیک” کند وبه صفحه ای دست پیدا کند که شامل جزئیات دقیقی از کالای شما باشد و یا جذب عنوان آگهی شما در مجله شده و به سراغ مطالعه متن آن می رود ..مرحله بعد،مجاب شدن مشتری است.این مرحله بسیار مهم است.شما باید مشتری را درباره مزایای آن کالا متقاعد کنید.یکی از ابزارهای مهم و مفید در این مرحله،ارائه”ضمانت”می باشد.شاهد عینی یا مدارک مستند نیز از دیگر ابزارهای مهم و مفید در این مرحله هستند.اما در این کار صادق و امین باشید و بدانید عدم صداقت و بزرگنمایی خارج از واقعیت در دراز مدت برای شما نتیجه نخواهد داشت.
بعد از اینکه مشتری بالقوه با محصول شما متقاعد شد، در این مرحله وارد گام بعدی یعنی”خرید”می شود.ممکن است او در این مرحله درخواست هایی داشته باشد یا پیشنهاد خرید مجازی بدهد(در صورت امکان)یا اینکه بطور حقیقی از شما خرید کند.
شما برای ساختن پایگاه تبلیغاتی خود می توانید از هر “مدلی” استفاده کنید،اما باید آن مدل یادآور این مساله برای شما باشدکه “پروسه خرید”یک پروسه سریع نیست بلکه،سلسله ای از اتفاقاتی است که در ذهن مشتری شما رخ می دهد.هر مرحله باید توسط مرحله قبلی شکل گیرد.برای یک فروش موفقیت آمیز،هر مرحله مهم و حیاتی می باشد.
پس باید به این نتیجه رسید که بجای نوشتن عبارت”Buy Me”در تبلیغات،باید تمرکز شما برای ساختن تبلیغاتی باشد که با یک مقدمه یا معرفی درباره کالای موردفروش،شروع شود و بعد مردم را متقاعد کند که چرا باید آنرا بخرند

Monday, December 26, 2016

کارایی تیم فروش خود را افزایش دهید






یکی از وظایف مدیران فروش، افزایش درآمد شرکت با مدیریت مناسب کارکنان واحد فروش است. در حقیقت مدیران فروش برای جلب رضایت مدیران خود، به وضعیت قعلی بسنده نمی کنند و همواره به فعالیت بهتر تیم فروش می اندیشند.

اگر شما نیز به عنوان یک مدیر فروش به فکر بالا بردن میزان فروش تیم خود هستید، بایستی نیروهای کاری خود را به ابزاری برای انجام سریعتر کارها مجهز کنید. این ابزار شامل ابزار فیزیکی (نظیر یک نرم افزار سی آر ام خوب، لیست مشتریان بالقوه، بروشورها و سایر مطالب بازاریابی) و ابزار فکری و ذهنی (همانند آموزش بخش فروش، سرپرستی کارکنان فروش و راهنمایی های عمومی) است.

با استفاده از ابزار فیزیکی، شاید برای تامین نیاز تیم فروش، مجبور به رویارویی با مدیران مافوق خود شوید، زیرا هزینه بر بودن این ابزار اجتناب ناپذیر است. در این شرایط اگر بتوانید به هیات مدیره بقبولانید که صرف چنین مبلغی، به واحد فروش برای جلب مشتریان بیشتر کمک می کند و درنتیجه برای شرکت سودآور است، شانس موفقیت شما برای تامین این ابزار بالا رفته است. در شرایطی هم ممکن است بودجه کافی برای تامین این نیازها موجود نباشد. بنابراین شما چاره ای نخواهید داشت جز این که با وضعیت موجود مدارا کنید. به عنوان مثال، ممکن است به جای خرید یک نرم افزار کامل سی آر ام، نسخه مجانی آنرا تهیه کنید که هرچند امکانات نسخه کامل را ندارد، اما تا حدودی انجام برخی از امور را راحت تر می کند.

اختصاص ابزار فیزیکی به واحد فروش در واقع برای کمک به صرفه جویی در وقت کارکنان آن است. یک نرم افزار سی آر ام ساده، حداقل برخی وظایف را به صورت خودکار انجام می دهد. همچنین با توجه به این که اطلاعات مشتریان را مرتب و طبقه بندی می کند، سرعت جستجوی اطلاعات را نیز افزایش می دهد و همه اینها یعنی صرفه جویی در زمان. از طرفی اگر لیست مشتریان بالقوه و مطالب بازاریابی به تیم فروش داده شود، دیگر نیازی به صرف زمان برای یافتن آنها نخواهند داشت. با حذف امور اجرایی و اداری از کارمندان واحد فروش، زمان بیشتری برای فروش در اختیار آنها قرار می دهید و درنتیجه مشتری بیشتر و درآمد بیشتری را عاید شرکت کرده اید. در شرایط ایده آل، اگر یک نیروی کاری جدید امور دفتری را برای تیم فروش شما انجام دهد، تیم فروش می تواند کاملا بر روی فروش تمرکز کند. حتی اگر چنین امکانی برای شما وجود نداشته باشد، می توانید تکنولوژی لازم برای انجام سریعتر امور را در اختیار کارکنان واحد فروش قرار دهید.

فراهم کردن ابزار فکری کمی سخت تر و نیازمند دقت بیشتر است. آموزش نحوه فروش به تمامی کارکنان این واحد بسیار مهم و تاثیر گذار است. حتی آموزش به کارمندان با تجربه و با سابقه بخش فروش نیز توصیه می شود زیرا همیشه راهکارهای متنوع و ابزار جدید برای مدیریت انجام کارها وجود دارد. حداقل آموزشی که برای بخش فروش بایستی به صورت منظم تدارک دیده شود، آشنایی آنها با خدمات و کالاهای شرکت شما است.

همچنین تعامل شما با کارمندان واحد فروش باید به گونه ای باشد که بتوانید مشکلات فروش را شناسایی و برطرف کنید. در صورتی که یکی از کارکنان با مشکلاتی رو به رو شد، پیش از حل مشکل لازم است ریشه ایجاد مشکل را بیابید. ممکن است کارمند شما در زمان برخورد با یک مشتری جدی احساس ضعف می کند، شاید برقراری ارتباط با مشتری برای وی راحت نیست و یا این که حوزه کاری وی همانند گذشته پر رونق نیست. بهترین راه برای یافتن ریشه مشکلات، سنجش فعالیت کارمندان واحد فروش است: تعداد تماسهایی که در طول روز برقرار می شود، تعداد ملاقاتهایی که در پی آن تماسها صورت می گیرد، و در نهایت تعداد مذاکراتی که به خرید واقعی می انجامد. اگر کارمند فروش شما برای رسیدن به اهداف خود تلاش می کند، اما کارایی پایینی دارد، با سنجش وی طی یکی دو هفته گذشته، می توانید کارایی وی را افزایش دهید.

پیشنهاد دیگری که در زمینه تعامل بیشتر با واحد فروش می توان ارائه داد، برقراری جلسات حضوری انفرادی با کارمندان این واحد است. برقرای این جلسات باید به صورت مداوم و پیوسته باشد. با فرض این که هیچ مشکل چشمگیری در عملکرد واحد فروش وجود ندارد، این ملاقاتها می توانند کوتاه باشند، اما هرگز نباید قطع شوند. برگزاری چنین جلساتی به کارمندان شما اجازه می دهد دقایقی را به بیان احساسات خود بپردازند و خواسته های شغلی خود را عنوان کنند. به این مساله به عنوان “پیشگیری بهتر از درمان” نگاه کنید. زیرا با گفتگوی مرتب و منظم با اعضای تیم فروش و بررسی تمامی عوامل سوال برانگیز، می توانید هرگونه مشکلی را که مانع از پیشرفت می شود، در نطفه خفه کنید.

Saturday, December 10, 2016

مدیریت کیفیت جامع

TQM بر سه ویژگی عمده یا سه C تأکید دارد: مشتری (Customer) فرهنگ (Culture) و حسابرسی (Counting).

مصرف کنندگان کالاها و خدمات به جای این که نیازهایشان توسط کارشناسان سازمان تعیین گردد، خودشان کالای مورد نیاز را تعریف می کنند. در TQM نیازها و خواسته های مشتری، کیفیت را تعیین می کنند نه استانداردهایی که توسط شرکت ها تدوین گردیده است. مهم نیست که تا چه اندازه کالاها و خدمات بر مبنای استانداردهای عینی به وجود آمده اند، اگر آنها نیازهای مشتریان را برطرف ننماید، کیفی نیستند. البته توجه داشت در TQM دو نوع مشتری وجود دارد: مشتری داخلی و مشتری خارجی.
مدیریت سنتی در تولید یک کالاها یا خدمت، تا زمانی که از مشخصات استاندارد مورد نظر عدول نکند، می تواند اشتباهات یا ضایعات را تحمل کند. رویکرد سنتی در مورد کنترل کیفیت، بدین گونه است که محصولات پس از تولید، مورد بازرسی قرار می گیرند. تضمین کیفیت در سیستم های مدیریت سنتی، مجموعه ای از ممیزهایی است که از طریق روش های بازرسی و بر مبنای استانداردهای مورد نظر تحقق می یابد. سازمان های سنتی بر مبنای پیش بینی خود از خطاهای احتمالی منابعی را برای دوباره سازی، اختصاص می دهند، در حالی که TQM بر بهسازی فرآیندهایی که کالاها و خدمات را به وجود می آورند تأکید می نماید. TQM کنترل کیفیت و تضمین کیفیت را با قدرت دادن به مدیران رده پایین و کارگران صف تقویت می کند و به جای این که کارکنان را مسئول شکست های سازمانی بداند، سیستم را بهسازی می کند.


یکی از اختلافات عمده بین TQM و مدیریت سنتی، در توجه آنها به عملکرد افراد و سازمان است. TQM نمی گوید کارکنان هیچ گاه تنبل یا بی دقت نیستند، اما ادعا می کند که به طور تقریبی، 85 درصد مشکلات در سازمان در نتیجه سیستم های نادرست و تنها 10 درصد آنها ناشی از اشتباهات کارکنان است.

الگوی مدیریت سنتی آمریکایی به طور عمده بر کار فردریک وینسلو تیلور بنا شده است. او اعتقاد داشت سیستم های کاری باید به گونه ای طراحی شوند که بتوان کار را به اجزای کوچک تقسیم کرد. این اجزا توسط افراد با کمترین آموزش، مهارت و استعداد می توانند به انجام برسند. TQM بر این باور است که کارگران دارایی های سازمان هستند که باید پرورش داده شوند نه آن که به آنها، به عنوان هزینه ای که باید کنترل شود، نگریست. TQM مبتنی بر تئوری مدیریت Y است و بر کار گروهی مانند گروه های مستقل کاری و دوایر کیفیت تأکید دارد.

TQM بر دستاوردهایی که در اثر توجه روزانه به تقویت و بهینه کردن روش های کاری به دست می آید، تأکید می کند. این موضوع در TQM با عنوان بهسازی مداوم مطرح می شود. مبنای بهسازی مداوم بازخورد اطلاعات، از سوی مشتری داخلی و خارجی است. این بازخورد ممکن است مانند نظرات افراد ذی نفع، غیر رسمی یا مانند گزارش گروه های فعال یا گزارشات بازرسی، رسمی باشد.

مدیریت کیفیت نام های زیادی از جمله کنترل کیفیت جامع، مدیریت کیفیت جامع، رهبری کیفیت جامع، رهبری به وسیله کیفیت، بهبود مستمر فرآیند دارد. اصطلاح مدیریت کیفیت جامع، کلیه برنامه های کیفیت و بهبود مستمر کیفیت را در دل خود دارد.
مدیریت کیفیت جامع (TQM) اندیشه و سیستم مدیریتی است که بر اساس کارهایی که در دهه 1920 انجام شده بود، به وجود آمد.
TQM شامل ابزارها و فنونی است که به سازمان ها در مدیریت کیفیت خدمات، کالاها و فرآیندهایشان کمک می کند. اگر چه ریشه های TQM در کارخانه و بخش تولید است اما آن را می توان در هر سازمانی به کار برد.

هدف TQM مدیریت کیفیت است. اگر چه کاهش هزینه های بلند مدت و افزایش سود، نتایج مشترک آن هستند، اما هدف، مدیریت کیفیت است و بر کل سازمان در بهبود مستمر کالاها، خدمات و فرآیندها تمرکز می کند.

TQM نیازمند دیدگاه سیستماتیک و جامع مدیریت است که خارج از مرزهای سازمان را نیز شامل می شود. این دیدگاه با درک وابستگی متقابل افراد و سازمان های خارج از خود و گروه های داخلی، برای مدیریت کیفیت، از آن استفاده می کند. این گروه ها، شامل کارکنان، فروشندگان، عرضه کنندگان، ارباب رجوع، مشتریان، جامعه پیرامون سازمان، ائتلافهای داخل سازمان، مجامع حرفه ای یا تجاری و رقبا می باشد.

ابزارها و فنون زیادی از اندیشه TQM در بهبود مستمر حمایت می کنند. این ابزارها و فنون جهت اطمینان از کیفیت محصول یا خدمت ایجاد شده اند و شامل چک لیست ها، نمودار پارتو، نمودار جریان فرآیند، نمودار کنترل، نمودار علت و معلول، الگو گیری و QFD می باشند. سازمان ها برای حرکت به سوی TQM باید به کارکنان خود در زمینه استفاده از این ابزارها آموزش بدهند. TQM روشی متفاوت از روش های مدیریتی است که بسیاری از مدیران و سازمان ها در گذشته آن را اتخاذ کرده بودند. این روش بر تعهد بلند مدت برای بهبود مستمر کیفیت تأکید دارد و عنوان می کند: حفظ کیفیت وظیفه تک تک اشخاص است نه کار واحد کنترل کیفیت یا تضمین کیفیت سازمان.

TQM تمرکز جدی بر مشتری دارد و نیازمند آن است که همه اعضای سازمان در این تمرکز، سهیم باشند. تأکید بر مشارکت بیشتر در فرآیندهای کاری دارد و فرض می کند افراد مایل هستند این مشارکت را در کارشان داشته باشند یا مدیران و سرپرستان می توانند این مشارکت را ایجاد کنند. TQM بر ارتباط در همه جهت ها - بالا به پایین، پایین به بالا و افقی- و هم چنین، بهبود مستمر همه فرآیندها در سازمان تاکید می کند.

مدیریت کیفیت نام های زیادی از جمله کنترل کیفیت جامع، مدیریت کیفیت جامع، رهبری کیفیت جامع، رهبری به وسیله کیفیت، بهبود مستمر فرآیند دارد. اصطلاح مدیریت کیفیت جامع، کلیه برنامه های کیفیت و بهبود مستمر کیفیت را در دل خود دارد.
مدیریت کیفیت جامع (TQM) اندیشه و سیستم مدیریتی است که بر اساس کارهایی که در دهه 1920 انجام شده بود، به وجود آمد.

مدیریت کیفیت جامع

TQM شامل ابزارها و فنونی است که به سازمان ها در مدیریت کیفیت خدمات، کالاها و فرآیندهایشان کمک می کند. اگر چه ریشه های TQM در کارخانه و بخش تولید است اما آن را می توان در هر سازمانی به کار برد. هدف TQM مدیریت کیفیت است. اگر چه کاهش هزینه های بلند مدت و افزایش سود، نتایج مشترک آن هستند، اما هدف، مدیریت کیفیت است و بر کل سازمان در بهبود مستمر کالاها، خدمات و فرآیندها تمرکز می کند.

TQM نیازمند دیدگاه سیستماتیک و جامع مدیریت است که خارج از مرزهای سازمان را نیز شامل می شود. این دیدگاه با درک وابستگی متقابل افراد و سازمان های خارج از خود و گروه های داخلی، برای مدیریت کیفیت، از آن استفاده می کند. این گروه ها، شامل کارکنان، فروشندگان، عرضه کنندگان، ارباب رجوع، مشتریان، جامعه پیرامون سازمان، ائتلافهای داخل سازمان، مجامع حرفه ای یا تجاری و رقبا می باشد.

ابزارها و فنون زیادی از اندیشه TQM در بهبود مستمر حمایت می کنند. این ابزارها و فنون جهت اطمینان از کیفیت محصول یا خدمت ایجاد شده اند و شامل چک لیست ها، نمودار پارتو، نمودار جریان فرآیند، نمودار کنترل، نمودار علت و معلول، الگو گیری و QFD می باشند. سازمان ها برای حرکت به سوی TQM باید به کارکنان خود در زمینه استفاده از این ابزارها آموزش بدهند. TQM روشی متفاوت از روش های مدیریتی است که بسیاری از مدیران و سازمان ها در گذشته آن را اتخاذ کرده بودند. این روش بر تعهد بلند مدت برای بهبود مستمر کیفیت تأکید دارد و عنوان می کند: حفظ کیفیت وظیفه تک تک اشخاص است نه کار واحد کنترل کیفیت یا تضمین کیفیت سازمان.

کیفیت






TQM بر سه ویژگی عمده یا سه C تأکید دارد: مشتری (Customer) فرهنگ (Culture) و حسابرسی (Counting).


مصرف کنندگان کالاها و خدمات به جای این که نیازهایشان توسط کارشناسان سازمان تعیین گردد، خودشان کالای مورد نیاز را تعریف می کنند. در TQM نیازها و خواسته های مشتری، کیفیت را تعیین می کنند نه استانداردهایی که توسط شرکت ها تدوین گردیده است. مهم نیست که تا چه اندازه کالاها و خدمات بر مبنای استانداردهای عینی به وجود آمده اند، اگر آنها نیازهای مشتریان را برطرف ننماید، کیفی نیستند. البته توجه داشت در TQM دو نوع مشتری وجود دارد: مشتری داخلی و مشتری خارجی.

مدیریت سنتی در تولید یک کالاها یا خدمت، تا زمانی که از مشخصات استاندارد مورد نظر عدول نکند، می تواند اشتباهات یا ضایعات را تحمل کند. رویکرد سنتی در مورد کنترل کیفیت، بدین گونه است که محصولات پس از تولید، مورد بازرسی قرار می گیرند. تضمین کیفیت در سیستم های مدیریت سنتی، مجموعه ای از ممیزهایی است که از طریق روش های بازرسی و بر مبنای استانداردهای مورد نظر تحقق می یابد. سازمان های سنتی بر مبنای پیش بینی خود از خطاهای احتمالی منابعی را برای دوباره سازی، اختصاص می دهند، در حالی که TQM بر بهسازی فرآیندهایی که کالاها و خدمات را به وجود می آورند تأکید می نماید. TQM کنترل کیفیت و تضمین کیفیت را با قدرت دادن به مدیران رده پایین و کارگران صف تقویت می کند و به جای این که کارکنان را مسئول شکست های سازمانی بداند، سیستم را بهسازی می کند.

یکی از اختلافات عمده بین TQM و مدیریت سنتی، در توجه آنها به عملکرد افراد و سازمان است. TQM نمی گوید کارکنان هیچ گاه تنبل یا بی دقت نیستند، اما ادعا می کند که به طور تقریبی، 85 درصد مشکلات در سازمان در نتیجه سیستم های نادرست و تنها 10 درصد آنها ناشی از اشتباهات کارکنان است.

الگوی مدیریت سنتی آمریکایی به طور عمده بر کار فردریک وینسلو تیلور بنا شده است. او اعتقاد داشت سیستم های کاری باید به گونه ای طراحی شوند که بتوان کار را به اجزای کوچک تقسیم کرد. این اجزا توسط افراد با کمترین آموزش، مهارت و استعداد می توانند به انجام برسند. TQM بر این باور است که کارگران دارایی های سازمان هستند که باید پرورش داده شوند نه آن که به آنها، به عنوان هزینه ای که باید کنترل شود، نگریست. TQM مبتنی بر تئوری مدیریت Y است و بر کار گروهی مانند گروه های مستقل کاری و دوایر کیفیت تأکید دارد.

TQM بر دستاوردهایی که در اثر توجه روزانه به تقویت و بهینه کردن روش های کاری به دست می آید، تأکید می کند. این موضوع در TQM با عنوان بهسازی مداوم مطرح می شود. مبنای بهسازی مداوم بازخورد اطلاعات، از سوی مشتری داخلی و خارجی است. این بازخورد ممکن است مانند نظرات افراد ذی نفع، غیر رسمی یا مانند گزارش گروه های فعال یا گزارشات بازرسی، رسمی باشد.

مدیریت کیفیت نام های زیادی از جمله کنترل کیفیت جامع، مدیریت کیفیت جامع، رهبری کیفیت جامع، رهبری به وسیله کیفیت، بهبود مستمر فرآیند دارد. اصطلاح مدیریت کیفیت جامع، کلیه برنامه های کیفیت و بهبود مستمر کیفیت را در دل خود دارد.

مدیریت کیفیت جامع (TQM) اندیشه و سیستم مدیریتی است که بر اساس کارهایی که در دهه 1920 انجام شده بود، به وجود آمد.

TQM شامل ابزارها و فنونی است که به سازمان ها در مدیریت کیفیت خدمات، کالاها و فرآیندهایشان کمک می کند. اگر چه ریشه های TQM در کارخانه و بخش تولید است اما آن را می توان در هر سازمانی به کار برد.

هدف TQM مدیریت کیفیت است. اگر چه کاهش هزینه های بلند مدت و افزایش سود، نتایج مشترک آن هستند، اما هدف، مدیریت کیفیت است و بر کل سازمان در بهبود مستمر کالاها، خدمات و فرآیندها تمرکز می کند.



TQM نیازمند دیدگاه سیستماتیک و جامع مدیریت است که خارج از مرزهای سازمان را نیز شامل می شود. این دیدگاه با درک وابستگی متقابل افراد و سازمان های خارج از خود و گروه های داخلی، برای مدیریت کیفیت، از آن استفاده می کند. این گروه ها، شامل کارکنان، فروشندگان، عرضه کنندگان، ارباب رجوع، مشتریان، جامعه پیرامون سازمان، ائتلافهای داخل سازمان، مجامع حرفه ای یا تجاری و رقبا می باشد.

ابزارها و فنون زیادی از اندیشه TQM در بهبود مستمر حمایت می کنند. این ابزارها و فنون جهت اطمینان از کیفیت محصول یا خدمت ایجاد شده اند و شامل چک لیست ها، نمودار پارتو، نمودار جریان فرآیند، نمودار کنترل، نمودار علت و معلول، الگو گیری و QFD می باشند. سازمان ها برای حرکت به سوی TQM باید به کارکنان خود در زمینه استفاده از این ابزارها آموزش بدهند. TQM روشی متفاوت از روش های مدیریتی است که بسیاری از مدیران و سازمان ها در گذشته آن را اتخاذ کرده بودند. این روش بر تعهد بلند مدت برای بهبود مستمر کیفیت تأکید دارد و عنوان می کند: حفظ کیفیت وظیفه تک تک اشخاص است نه کار واحد کنترل کیفیت یا تضمین کیفیت سازمان.

TQM تمرکز جدی بر مشتری دارد و نیازمند آن است که همه اعضای سازمان در این تمرکز، سهیم باشند. تأکید بر مشارکت بیشتر در فرآیندهای کاری دارد و فرض می کند افراد مایل هستند این مشارکت را در کارشان داشته باشند یا مدیران و سرپرستان می توانند این مشارکت را ایجاد کنند. TQM بر ارتباط در همه جهت ها - بالا به پایین، پایین به بالا و افقی- و هم چنین، بهبود مستمر همه فرآیندها در سازمان تاکید می کند.

مدیریت کیفیت نام های زیادی از جمله کنترل کیفیت جامع، مدیریت کیفیت جامع، رهبری کیفیت جامع، رهبری به وسیله کیفیت، بهبود مستمر فرآیند دارد. اصطلاح مدیریت کیفیت جامع، کلیه برنامه های کیفیت و بهبود مستمر کیفیت را در دل خود دارد.

مدیریت کیفیت جامع (TQM) اندیشه و سیستم مدیریتی است که بر اساس کارهایی که در دهه 1920 انجام شده بود، به وجود آمد.

مدیریت کیفیت جامع


TQM شامل ابزارها و فنونی است که به سازمان ها در مدیریت کیفیت خدمات، کالاها و فرآیندهایشان کمک می کند. اگر چه ریشه های TQM در کارخانه و بخش تولید است اما آن را می توان در هر سازمانی به کار برد.

هدف TQM مدیریت کیفیت است. اگر چه کاهش هزینه های بلند مدت و افزایش سود، نتایج مشترک آن هستند، اما هدف، مدیریت کیفیت است و بر کل سازمان در بهبود مستمر کالاها، خدمات و فرآیندها تمرکز می کند.

TQM نیازمند دیدگاه سیستماتیک و جامع مدیریت است که خارج از مرزهای سازمان را نیز شامل می شود. این دیدگاه با درک وابستگی متقابل افراد و سازمان های خارج از خود و گروه های داخلی، برای مدیریت کیفیت، از آن استفاده می کند. این گروه ها، شامل کارکنان، فروشندگان، عرضه کنندگان، ارباب رجوع، مشتریان، جامعه پیرامون سازمان، ائتلافهای داخل سازمان، مجامع حرفه ای یا تجاری و رقبا می باشد.

ابزارها و فنون زیادی از اندیشه TQM در بهبود مستمر حمایت می کنند. این ابزارها و فنون جهت اطمینان از کیفیت محصول یا خدمت ایجاد شده اند و شامل چک لیست ها، نمودار پارتو، نمودار جریان فرآیند، نمودار کنترل، نمودار علت و معلول، الگو گیری و QFD می باشند. سازمان ها برای حرکت به سوی TQM باید به کارکنان خود در زمینه استفاده از این ابزارها آموزش بدهند. TQM روشی متفاوت از روش های مدیریتی است که بسیاری از مدیران و سازمان ها در گذشته آن را اتخاذ کرده بودند. این روش بر تعهد بلند مدت برای بهبود مستمر کیفیت تأکید دارد و عنوان می کند: حفظ کیفیت وظیفه تک تک اشخاص است نه کار واحد کنترل کیفیت یا تضمین کیفیت سازمان.

کیفیت


TQM تمرکز جدی بر مشتری دارد و نیازمند آن است که همه اعضای سازمان در این تمرکز، سهیم باشند. تأکید بر مشارکت بیشتر در فرآیندهای کاری دارد و فرض می کند افراد مایل هستند این مشارکت را در کارشان داشته باشند یا مدیران و سرپرستان می توانند این مشارکت را ایجاد کنند. TQM بر ارتباط در همه جهت ها - بالا به پایین، پایین به بالا و افقی- و هم چنین، بهبود مستمر همه فرآیندها در سازمان تاکید می کند.


TQM تمرکز جدی بر مشتری دارد و نیازمند آن است که همه اعضای سازمان در این تمرکز، سهیم باشند. تأکید بر مشارکت بیشتر در فرآیندهای کاری دارد و فرض می کند افراد مایل هستند این مشارکت را در کارشان داشته باشند یا مدیران و سرپرستان می توانند این مشارکت را ایجاد کنند. TQM بر ارتباط در همه جهت ها - بالا به پایین، پایین به بالا و افقی- و هم چنین، بهبود مستمر همه فرآیندها در سازمان تاکید می کند.

Tuesday, June 28, 2016

آیا شما نیاز به راهبر CRM دارید؟

تغییرات مستمر و شتابان فناوری در محیط امروزی کسب‌وکارها، منجر به پیدایش روش‌های نوین در جهت پوشش نیازهای سازمان‌ها به مدد فناوری اطلاعات شده است که از جمله مهم‌ترین آن‌ها تغییراتی است که استفاده گسترده سازمان‌ها از نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری (سی آر ام ) را رقم زده است. با این وجود استفاده موثر از نرم افزارهای CRM بدون آموزش و راهبری کارآمد، امکان‌پذیر نخواهد بود. در واقع سازمان‌ها به منظور مدیریت بهینه زمان و عملکرد خود، راه حل مناسبی جز آموزش کارکنان و انتخاب راهبری برای سیستم CRM خود ندارند. در این مقاله به نقش‌ راهبران CRM و مزایای آن برای سازمان‌ها اشاره شده است. 

راهبر CRM کیست؟
راهبر نرم افزار CRM، به عنوان یک پل ارتباطی بین نرم افزار CRM و سازمان عمل می‌کند. فارغ از اینکه چه راهکاری برای یک سازمان طراحی و تولید می‌شود، نقش راهبر یا راهبران سیستم انکارناپذیر خواهد بود و در تمامی طول پروژه و بعد از آن نقش کلیدی ایفا می‌کنند؛ به طوری‌که می‌توان با اطمینان گفت که راهبران سیستم، تضمین‌کننده یک پیاده سازی موفق نرم افزار CRM خواهند بود. برخی از نقش‌های کلیدی راهبران CRM را می‌توان این‌گونه بیان کرد:
  • تسهیل فرایند توانمندسازی کارکنان
  • راهبری مسیر توسعه سیستمی از طریق شناخت قابلیت‌های نرم افزار و نیازهای سازمان
  • عیب‌یابی مسائل نرم افزار CRM
  • تامین نیازهای آموزشی و ابزارهای کمک آموزشی (LinkedIn)
  • به‌روزرسانی و بهبود نرم افزار
نیاز به راهبر CRM:
یکی از تاثیرگذارترین زمان‌هایی که به نقش آفرینی راهبران نیاز است، در هنگام استقرار سیستم می‌باشد، جایی که مقاومت کاربران در برابر تغییر و نگرانی و دغدغه مدیران ارشد بیشتر به چشم می‌خورد. یک راهبر توانمند نرم افزار CRM با درایت کافی، قابلیت مدیریت شرایط را داشته و با توجه به اشراف کامل به راهکار، توانایی رفع دغدغه مدیران ارشد را خواهد داشت. با توجه به شرایط و حوزه کاری هر کسب‌وکار، توجه به نکات زیر در راستای نیاز به راهبر CRM حائز اهمیت است:
  • آیا تیم کنونی شما قادر به مدیریت وظایف، به‌روزرسانی، عیب‌یابی و تشریح یک سیستم CRM خواهد بود؟
  • آیا زمان کافی برای آموزش کارکنان به منظور مدیریت سیستم CRM را در اختیار دارید؟
  • چه مسئولیت‌هایی در رابطه با نرم افزار CRM مدیریت خواهند شد؟
مزایای راهبر CRM:
بسیاری از کسب‌وکارها به اشتباه از حوزه بازاریابی و فناوری اطلاعات خود به منظور مدیریت و کنترل مسائل نرم افزار CRM استفاده می‌کنند، اما زمانی‌که مسئله حادتر می‌شود، عیب‌یابی و مدیریت وظایف نقش کم ‌رنگ‌تری پیدا می‌کنند. لذا توجه به راهبران به عنوان افرادی مسئولیت‌پذیر با قابلیت برقراری ارتباط مناسب با افراد و بخش‌های مختلف که دانش کافی در حوزه فناوری اطلاعات دارند، در سازمان‌ها بسیار حائز اهمیت است. استفاده از راهبر نرم افزار CRM، بدان معناست که کارکنان در بخش‌های دیگر سازمان می‌توانند در مسیر شغلی خود تمرکز کنند و با به‌کارگیری این نرم افزاردر سازمان ارزش آفرین شوند. در واقع راهبران نرم افزار CRM با توجه به آشنایی عمیق با بخش‌های سازمان و همچنین با داشتن درایت و هوشمندی لازم، قدرت تحلیل و کاریزمای ارزشمندی داشته و مناسب‌ترین پیشنهاد و درخواست‌ها را در اختیار افراد قرار داده‌اند.

آموزش و نحوه پیاده سازی، دو گام از مهم‌ترین گام‌هایی است که برای موفقیت پیاده سازی یک سیستم CRM موردنیاز است، اما برخی از سازمان‌ها با بی‌توجهی به این دو گام کلیدی، از نرم افزار CRM در سازمان خود استفاده می‌کنند. راهبران سیستم CRM قبل از استقرار پروژه با آموزش‌های مختلف نظیر آموزش‌های راهبری مقدماتی، راهبری پیشرفته، راهبری پورتال و کاربری سیستم که می‌بینند، در حین طراحی و تولید راهکار، ضمن همراه شدن با تیم پروژه، در جریان تمامی جزئیات راهکار قرار می‌گیرند و قابلیت انتقال و آموزش به کاربران را نیز به خوبی خواهند داشت. 

Wednesday, February 10, 2016

Iran Innovation: Innovation in Iran

Iran Innovation: Innovation in Iran: نوآوری ایده جدید ، موثر و دستگاه یا فرایند است . [1] نوآوری را می توان به عنوان نرم افزار راه حل بهتر است ک...

Iran Innovation: فناوری اطلاعات و فرآیندهای کسب و کار

Iran Innovation: فناوری اطلاعات و فرآیندهای کسب و کار: منابع مختلف نوآوری وجود دارد . آن نتیجه تلاش تمرکز توسط طیف وسیعی از عوامل مختلف اتفاقی یا نتیجه ی شکست...